تبليغاتX
شقایق سیاه

 

شقایق سیاه

 

Music

این متن رو در جواب یکی از دوستان که دوره ی متال تموم شده و سر اومده نوشتم و تو یه سایت گذاشتم گفتم اینجا هم بزارمش شما هم بخونین و نظر بدین....

خیلی وقت بود میخواستم در این مورد یه مطلب بنویسم اما بهانه ی خوبی نداشتم چه اکثر کسایی که این بحث رو مخصوصا تو این سایت عنوان میکنن شناخت درستی از هنر ندارن و برای مقاصد دیگه مثلا تقابل رپ و متال این بحث رو عنوان میکنن که خوب ارزش جواب دادن نداره...اما حالا که تو این بحث رو عنوان کردی بهانه ی خوبیه که چند کلمه ای راجع بهش حرف بزنیم....

انسان جمع یک سری از احساسات و اندیشه های پیش فرضه!!!!که با توجه به ظرف لایتناهی خواسته هاش همیشه در صدد پاسخگویی به این احساسات و نیاز ها بوده و معمولا هم بهترین راه رو همیشه هنر جلوی پاش گذاشته...چند مثال کلی و بعدش چند مثال جزیی تر راه رو روشن تر میکنه:

انسان همیشه نیاز به تحرک داره و برای پاسخ به این نیاز رقص بوجود میاد(اشتباه نکنید نفس ورزش تحرک نیست بلکه اون پاسخی به نیاز سبقت و برتری جوییه انسانه...)

یکی از احساسات قوی انسان بازی کردنه!!!چیزی که تو بچه ها به خوبی معلوم و مشهوده و این احساس چیزیه که تا آخر عمر از انسان بیرون نمیره و برطرف نمیشه برای همین تئاتر بوجود میاد و متعاقبا سینما و عده ای از بازی کردن لذت میبرن و عده ای از بازی دیدن!!!!

مثال از این دست خیلی زیاده اما مثال های جزیی تر که میتونه مبحث مارو بهتر پوشش بده....

یه سری از اسامی هستن که برای یه سری از هنر ها انتخاب شدن در حالیکه اون هنر یا اون پاسخ به نیاز از بدو خلقت تو انسان بوده و فقط با توجه به شرایط دوره ای اسمی روش گذاشته شده...انسان در پاسخ به نیاز رویا بینی همیشه در حال خلق صحنه های رویایی بوده و هست و خواهد بود از دیوار غار ها گرفته تا کتیبه های تاریخی و کتب دینی مثل قران همه حاوی صحنه های بدیع و خلاق رویایی هستن که این نیاز انسان رو برآورده کنن مثل کشتی کوروش با اون دیو رویایی تو تخت جمشید یا مثلا خوابی که یوسف به روایت قرآن میبینه که هفت گاو لاغر هفت گاو چاق رو میخورن یا خیلی از قطعات شاهنامه و ....تمام اینا صحنه های رویایی نابی رو خلق میکنه که شاید نقاشی های دالی یک هزارم اونا هم نباشه اما چرا کسی به این آثار بدیع رویایی سور رئال نمیگفته؟؟؟در حالی که الان بر طبق معیارهایی که برای سور رئال تعیین میکنن همه ی اینا توش جا میگیرن!!!پس میبینیم سوررئال یه اسمه یه زمونی اومده یه زمونی رفته اما این هنر رویا پردازی بشر همیشه بوده و هیچوقت کهنه نشده...

اعتراض یکی از مشخصه های اصلی انسانه و هیچوقت تو هیچ روزی از کل تاریخ!!!یاد نداریم که انسانی اعتراض نکرده باشه!!!یه نگاه با ساز کمانچه بندازین ببینین عجب اعتراض دیوانه کننده ای داره یا یه نگاه به رباعیات خیام که در نهایت سیاهی و اعتراض به کل بشر سروده شده(ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست بیداد گری شیوه ی دیرینه ی توست ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند بس گوهر قیمتی که در سینه ی توست)از این دست اشعار تو همه ی جهان پیدا میشه که نشان برهنه ترین اعتراض شاعرش به کل نظام هستیه!!!این اعتراض با توجه به رویداد های وحشیانه ی قرن اخیر به اوج خودش میرسه و سیاه تر میشه (وقتی آثار شخصی مثل کافکا رو میخونید متوجه میشید عمق اعتراض یه انسان تا کجا میتونه باشه)و متعاقبا در دهه های اخیر برای این پاسخ به نیاز اعتراض اسمی گذاشته میشه: متال!!!!(راک پلی بود برای اوج اعتراض که همون متال باشه در واقع راک بستری برای به وجود اومدن اوج اعتراض بشر بود نه پدر متال)خوب حالا با توجه به اینا که گفتم کسی هست که بگه متال مال سه دهه پیشه و الانم داره میمیره؟؟؟در حالیکه صدای سازی مثل کمانچه یا دودوک یا اشعار خیام و دیگر شاعران معترض مصداق بارز متال و هدف متاله....این مهم نیست که اسمی بمیره قضیه وقتی مهم میشه که رسمی یا اصلی در حال مرگ باشه که خوب مطمئنا با سابقه ای که رسمی مثل متال داره(به قدمت اعتراض انسان)هیچ زمان مرگش رو ما نمیبینیم حتی اگر یه روزی انسان مسخ هم بشه بازم دست از اعتراض بر نمیداره(نمونه ی بارزش همین رمان مسخ فرانتس کافکا)به نظر من متال هیچ وقت نمیمیره و خودش رو در اشکال دیگه ای از هنر بروز میده...

حالا میرسیم به بحث موسیقی:

قبول دارم که دوره ی تشکیل بند و گروه و آوازهای خشن و سولو های سی ثانیه ای و تنظیم های خطی سر اومده و دیگه نیاز اعتراض انسان با این چیزا بر طرف نمیشه اما نفس موسیقی متال هنوز هم جای صد ها سال کار داره برای بر آورده کردن نیاز بشر چه این قویترین راه و اوج اعتراض بشر به خودشه(البته منظورم موسیقی اصیل متاله نه اشعار و موسیقی های احمقی که تو این مورد مد شدن و به حاشیه کشیدنش مثل بلک متال با اشعار مضحک شیطان پرستی یا love metal گرو هی مانند him که اصلا چیزی در موردش گفته نشه بهتره...)

به هر جهت با توجه به سیستم دنیا که داره به سمت یه لیبرالیسم شدید و اومانیسم پیش میره سولو آرتیست ها هم ارزش بیشتری پیدا میکنن و از این به بعد این تفکرات یه شخصه که متال رو میسازه نه یه گروه و یا خواسته ی قشر بزرگی از مردم...کما اینکه میبینیم سولو آرتیست های متال بعضا موفقیت های عظیمی تو ارائه ی کاراشون پیدا میکنن و بعضا کارایی عرضه میشه که چه از لحاظ هنری و حسی چه از لحاظ تکنیکی و فرم چیزی از موسیقی کلاسیک اروپا در قرن های 17 و 18 کم نداره و این مطلب به ما یاد آور میشه که موسیقی متال دقیقا داره راه موسیقی کلاسیک و رنسانس اروپا رو طی میکنه(نوابغی مانند موتزارت و هایدن و بتهوون دقیقا زمانی ظهور کردن که به عقیده ی خیلیا عمر موسیقی باروک و رنسانس تموم بود و باید باهاش خداحافظی میشد اما اگر توجه کنیم بهترین و بدیع ترین آثار در همین زمان به جا موند حالا چه اهمیتی داره که اسمش رو عوض کردن و گذاشتن کلاسیک!!!!مهم نفس موزیک بود که با همین آخریا جاودان شد)حالا اسم متال رو هم از این به بعد بزارن قلی!!!!مهم اینه که تازه داره به بلوغ میرسه و میره که آثاری رو خلق کنه که دویست سیصد سال دیگه بگن وای پسر چه نوابغی بودن کسانی که این آثار رو خلق کردن!!!!!(مثل زمانی که راک تو دهه نود به نهایت بلوغ خودش رسید و آثاری مثل high hopes,forgotten,for the love of god و ....خلق شدن...)

به هر حال کلا با تموم شدن و منسوخ شدن یه هنر یا یه مکتب که برای پاسخ به نیاز انسان به وجود اومده مخالفم اما اگر میخوای ملموس ترین مثال رو در مورد متال ببینی مقایسه ش کن با مکتب سوسیالیسم که اول برای نیاز برابری انسان ها بوجود اومد و از کوروش و پسرش بردیا شروع شد و با مزدک به اوجش رسید و توسط مارکس مدرن شد و با کسی مثل تروتسکی به ورطه ی عمل رسید ولی بعد خر مغزی مثل لنین و اسلافش گند زدن به قضیه و منحرفش کردن و تبدیلش کردن به یکی از منفورترین ایسم های تاریخ ولی در نهایت بعد از کشمکش ها و افول ها و صعود ها در نهایت ناجی میلیارد ها چینی شد و به نظرم الان به درد بخورترین ایسم دنیاست....فقط به شرطی که حواشی دین ستیزی و گوسفندیش فاکتور گرفته بشه(که دقیقا چینی ها همین کار رو کردن...)متال هم در نفس عمل دقیقا همین بود که بعد به گند کشیده شد و با عقده ای بازی یه مشت دیوانه از راه به در شد مذهب ستیزی و دلقک بازی واردش شد ولی یواش یواش این گند ها پاک میشه و تازه داره به درد بخور میشه و بستری میشه برای عرضه ی هنر نابی که به اعماق انسان ربط داره....

به هر جهت این طرز تفکر من راجع به هنر و مخصوصا متال بود تا نظر شما چی باشه...

تا بعد...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 14:11  توسط شقایق سیاه...  |